آخرین نفس های ۹۹

مقدمه: این چند خط را در اسفند ماه ۹۶ نوشته بودم که فکر کردم شاید بد نباشه الان در اخرین روز اسفند ۹۹ اینجا هم بنویسمشان.

 

خسرو شریف نیا


هر سال آخر سال که میشود به این نگاه میکنم که چه کرده ام در این یک سال. چه میخواهم در یک سال آینده و چه کارهایی نباید انجام دهم. همه ما وقتی می شنویم که منابع محدود است، سری تکان میدهیم و می گوییم : البته که درست میگویی.

و نگاه عاقل اندر می اندازیم به گوینده که: مردک با خودش چه فکر کرده و نکته ای به این واضحی را به من یادآوری میکند؟ من خودم دکترا دارم یا تحصیلاتم در فلان زمینه است یا مدیر فلان مجموعه هستم و قص علی هذه.

شاید هم درست میگوییم. همه ما مدال های زیادی داریم که به سینه مان آویزان میکنیم تا سر بزنگاه سرخود را گرم کنیم با آنها. که به دیگران در مهمانی نشان دهیم و بگوییم: نگاه کن به رنگ طلایی این مدال. این را خودم در فلان جدال به دست آورده ام، در کنکور رتبه ام تک رقمی شده، در فلان مسابقه شنا نفر اول شده ام و یا عضو هیئت مدیره نمیدانم کجا هستم.

حال اگر رنگ مدالمان سیاه گندآلود هم باشد چنان تعریف و تمجید می کنیم که تو گویی واقعا طلای ناب است. مثل همان اسباب بازی هایی که بچه ها با خود میبرند به اتاق و در خلوت کودکانه خود، با آن سرگرم می شوند.این سمت هم بزرگ تر ها دور هم می نشینند و در خلوت کودکانه، خودشان با مدال هایشان سرگرم می شوند.
حالا با خودم فکر میکنم که در سال آینده دنبال کدام مدال بروم و بدوم؟ به دنبال کدام جام و جایزه؟ بازی سال آینده من کدام خواهد بود؟ اینها از همان سوال هاییست که باید به آن فکر کنم. از آن سوال هایی که هر سال انگار دوباره فکر کردن به آنها نه تنها بیهوده نیست که هرسال حال و هوایی تازه دارد.

گاهی اسفند ماه که می شود خسته از جدال ماه های قبل و سرشکسته از باخت آخر بوده ام. گاهی سرخوش از برد مسابقه ای که به تازگی از آن بیرون آمده ام.
از الان تا ۱۱ فوردرین ۱۴۰۰ باید به این موضوعات بیشتر فکر کنم. در موردشان بیشتر بنویسم و بیشتر فکر کنم و بیشتر بنویسم و بیشتر … .

منابع محدود
هوس ها نامحدود
چشم انداز مبهم
شاخه های منشعب
نتیجه = پیدا کنید پرتغال فروش را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *