از کتاب

گاهی از کتاب هایی که می خوانیم زیاد می آموزیم، گاهی کمتر. گاهی حتی از کتاب هایی که نیمه کاره رهایشان می کنیم هم چند خطی در ذهنمان می ماند. گاهی کتاب هایی می خوانیم که بیشتر دوستشان داریم، گاهی اصلا به دلمان نمی نشیند و گاهی هم فقط بعضی جملاتشان را دوست داریم . شاید شما چندین دسته دیگر هم به ذهنتان برسد از کتاب هایی که خوانده اید. شاید بخواهید از زاویه دید دیگری نگاه کنید. مثلا به دسته بندی بر اساس کتاب های تخصصی و غیر تخصصی بپردازید.

اینجا قرار نیست در مورد کتاب دسته بندی های جدیدی ایجاد کنم. حتی نمی خواهم توصیه نامه ای بنویسم در باب خواندن یک کتاب خاص یا منبر بروم در باب کتاب خواندن، که علم بهتر است از ثروت.

راستش را بخواهید با خودم که فکر می کردم، دیدم کتاب خواندن را دوست دارم اما تنبلی خاصی مانع از بیشتر کتاب خواندن من می شود. از طرفی خیلی وقت ها بی نظمی خاصی گریبانم را می گیرد و باعث شده کمتر کتاب بخوانم. تصمیم گرفتم از فرصت در اختیار داشتن چنین فضایی کمی بیشتر استفاده کنم (شاید اسمش را بگذارید سو استفاده یا حسن استفاده، چه فرقی می کند؟).

خیلی هم قرار نیست اینجا تحلیل های تخصصی در باب کتاب های معرفی شده ارائه کنم و یا منبر بروم که این کتاب چنین است و چنان. بیشتر از خود کتاب بخش هایی را انتخاب می کنم. به همین دلیل اسمش شد از کتاب.

ازکتاب - خسرو شریف نیا

البته قول نمی دهم که نظر شخصی خودم را ننویسم، فقط سعی می کنم سهم نظرات شخصی من بر “ازکتاب” نچربد.

به  جز ایجاد انگیزه برای خودم، دلایل دیگری هم دارم. می خواهم جایی باشد که بخش هایی که بیشتر دوست داشته ام را  بنویسم و حتی شاید از آن صفحه کتاب عکس بگیرم یا حتی عکس هایی از دنیای بیرون آن کتاب بگیرم و پیوستش کنم با خطوطی که از کتاب انتخاب کرده ام.

انتخاب جملات و مطالب از هر کتابی از ظن من خواهد بود و قبل از نوشتنشان مسئولیت غبارآلودگی و تار بودن عینک خودم را   بر عهده می گیرم اما خوب می دانم این مطالب از فیلتر عینک ذهنی من می گذرد و بعد اینجا نوشته خواهد شد. بنابر این “از کتاب” از ظن من نیز خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *