با رقیب یا بی رقیب – مساله این است

من سالهاست در سازمانی کار می کنم که تنها تولید کننده یک ماده اولیه  غذایی و صنعتی در ایران است که به نوعی یکی از مواد اولیه فنی است که تولید آن کار چندان ساده ای نیست. البته شاید برای مایی سخت است که هنوز تاتی تاتی صنعت را طی نکرده ایم و به روایتی شاید هیچوقت هم طی نکنیم.

امروز با یکی از تامین کنندگانمان صحبت می کردم و ایشان گفت یک شرکت دیگر هم آمده و مدعی شده آنها هم تولید کننده همین ماده هستند. به ایشان گفتم تا آنجایی که من می دانم فعلا ما تنها تولید کننده این ماده را در گرید خوراکی در ایران هستیم. گفت اتفاقا ایشون هم همین حرف را زده.

اول خواستم آتش بگیرم و بلند شوم و جفت پا بپرم روی میز و به ایشون بگم آخه برادر کار هر کس نیست خرمن کوفتن و چنین و چنان.

بعد نمی دانم چه شد که تصمیم گرفتم بگویم خب انشالا که یک شرکت دیگر هم بیاید و در این راه ما تنها نمانیم. اینطوری هم در تامین مواد اولیه راهمان کمی هموار می شود و هم اینکه بالاخره یک دست که صدا ندارد.

مکالمه ما که تمام شد، با خودم بیشتر فکر کردم و دیدم چقدر این حرف خودم را بیشتر از زمان مطرح کردنش قبول دارم.

نمی دانم استدلال من درست است یا نه. اما آیا تبلیغات تپسی به اسنپ در ایجاد فرهنگ تاکسی تلفنی کمک نکرده؟

آیا الوپیک با جابجا کردن بسته های ما کاری نکرده که قبول کردن سفارش غذا هم از طریق اسنپ فود قابل پذیرش تر باشد؟

از حوزه تکنولوژی مثال زدم، چرا که این حوزه با سرعت بالایی که در نتیجه گیری و تغییرات دارد، کار را برای مشاهده ما راحت تر می کند و شاید از خطاهای ناخواسته ما بکاهد. وگر نه که خیلی مثال ها هست که به ذهنم می رسد، از فست فود ها گرفته تا کافی شاپ ها. حالا  اگر با یک نفر در کافی شاپ قرار بگذاری الزاما قصد ایجاد یک رابطه صمیمانه تر از حد معمول نیست و حتی الزاما شما  یک قهوه خور حرفه ای نیستید. حالا اگر در یک خیابان در یکی از شهرستان های نسبتا کوچک، یک فست فود افتتاح شود نگاه های تعجب آمیز کمتر به سمت ایشان روانه می شود.

با این تفاسیر، گمان میکنم وجود یک تولید کننده در کشوری همچون ایران که در ذات خود با تمام مسائل قابل و غیر قابل تصور ابتدایی سر و کار دارد کار ساده ای نیست. می شود مثال جزیره ای دور افتاده و غیر قابل باور برای مشتری.

یادم نمی رود که در صنایع  مختلف چقدر رفتیم و آمدیم که آقا به خدا ما تولید کننده سی ام سی هستیم و به خدا می توانیم کیفیت مورد نظر شما را تامین کنیم.

حالا فکر می کنم تولید کنندگانی که بعد از ما آمده اند و به این صنعت و بازار ورود کرده اند می توانند راحت تر خودشان را بعنوان یک تولید کننده معرفی کنند. حالا شاید وقتی تلفن را بر می دارند و تلاش می کنند جلسه ای تنظیم کنند کارشان ساده تر باشد. احتمال دارد آن شرکت یا حداقل یکی از کارکنانشان شنیده باشد که این ماده در ایران تولید می شود و چیز عجیبی نباشد.

بعد از همه این آسمان و ریسمان بافتن های بنده، تصور می کنم امروز که صنعت ما خسته و بی جان شده، وقت جفت پا انداختن برای هم نیست. یا بازاری که وارد آن شده ایم آنقدر بزرگ هست که جا برای یک رقیب تازه از راه رسیده وجود داشته باشد تا شیرینی و سختی رقابت را نصیبمان کند. یا اگر هم این ظرفیت وجود ندارد، بهتر است همین حالا آن زمین بازی را ترک کنیم. چرا که زمین بازی ای که فقط یک بازیکن در آن جا  می شود بدرد بازی نمی خورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *