کدام کارها را حذف ، واگذار یا بیخیال شوم؟

کدام کارها بیشتری انرژی را از ما صرف می کنند؟

کدام کارها را می توانیم در سبد کارهای روزمره قرار دهیم و برایشان سیستم تعریف کنیم تا هر روز تمرکز ما را نگیرند و فرسوده نکنندمان؟

کدام کارها را می توانیم مدیریت کنیم و در کدام کارها باید خودمان اپراتور سیستم باشیم؟

کدام کارها را باید از سبد کارهای روزانه حذف کنم؟

 

موضوع این است:

منابع زمانی من محدود است و کارهایی که باید انجام دهم روزانه بیشتر می شود. از طرف دیگر بسیاری از کارهایی که میخواهم و میخواستم که  انجام دهم، بدلیل ناتوانی در مدیریت زمان یا به دست فراموشی سپرده شده و یا  هرروز به ناتمامی های من افزوده می شوند.

حالا با این شرایط چه کار از دست من بر می اید؟

امروز در توئیت های یکی از دوستان ( یاور مشیرفر) دیدم که نوشته:

” به خواست و اراده خودم و برای پیشگیری از “خستگی تصمیم گیری” و تمرکز کامل روی فرآیند اسکیل آپ سازمانم، تمام فعالیت ها را برون سپاری کردم.

۳ دست لباس کاملا یکسان و ۱۲ تکه نان برای تست صبحانه

لیست ۵ تایی آیتم های ناهار که PA مجموعه به صورت رندوم برای من سفارش بده و /

 

ماجرا  ادامه داشت و من چند خطش را بازگو کردم.

این مدل رفتار یاور (فارق از اینکه به چه دلیلی انجام شده) من را به فکر فروداشت.

 

آنچه اینروزها (و خیلی روزهای دیگر) من را با مشکل روبرو کرده، شلوغ بودن روزها و لحظات است. در حدی که برای فرار از کارهای روزمره که نمیدانم به چه درد می خورند از کارهای مهم باز می مانم.

فکر کردم شاید بد نباشد چند روزی به این موضوع فکر کنم که اگر قرار باشد کمی بی رحمانه تر خرت و پرت های گوشه ذهنم را خالی کنم، باید چه کنم.

چند دسته بندی به ذهنم می رسد (و احتمالا هنوز هستند دسته هایی که به ذهنم نرسیده اند و یا نمیدانم):

 

  • تعدادی را حذف کنم – بی رحمانه:)
  • تعدادی را به دیگران بسپارم
  • تعدادی را بیخیال شوم – و دردش را نیز به جان بخرم:)

 

در روزهای آینده تصمیم دارم در این مورد با خودم بیشتر گفتگو کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *